|
|
|
|
درد عشقی کشیدم که مپرس ، زهر هجری کشیدم که مپرس ،گشته ام در جهان و آخر کار ، دلبری برگزیدم که مپرس ، آنچنان در هوای خاک درش ، میرود آب دیده ام که مپرس ، من به گوش خود از دهانش دوش ، سخنانی شنیدم که مپرس ، سوی من لب چه میگزی که مگوی ، لب لعلی گزیده ام که مپرس ، بی تو در کلبه گدایی خویش ، رنجهایی کشیدم که مپرس ، همچو حافظ غریب در ره عشق ، به مقامی رسیده ام که مپرس . ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388 توسط انیـــل (یـــاری)| لينک ثابت بدون اراده متولد می شویم،با حیرت زنده گی میکنیم و سپس با حسرت میمیریم،اما آنچه که هرگز فروغش رنگ فنا نمی پذیرد دوستی های پاک و بی آلایش است ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388 توسط انیـــل (یـــاری)| لينک ثابت
ای مایهی اصل شادمانی غم تو خوشتر ز حیات جاودانی غم تو از حسن تو رازها به گوش دل من گوید به زبان بیزبانی غم تو ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388 توسط انیـــل (یـــاری)| لينک ثابت صدایم در برابر صدایت بی صداست ، چشمانم در برابر چشمانت نابیناست ، خنده هایم خالیست ، پس بدان بی تو هیچم ، تنهایم نگذار تا با تو هم آواز شوم . ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388 توسط انیـــل (یـــاری)| لينک ثابت
از خود خانه و کاشانه ای ندارم ، اما در عمق آرزوی من این است ، که در دل تو خانه ای داشته باشم ، به مساحت یک قلب ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388 توسط انیـــل (یـــاری)| لينک ثابت |